ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )

144

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )

عايشه به احتمال زياد نامه‌هايى نيز به ولايات مىنوشت و آنان را به شورش ترغيب مىكرد ، هر چند پس از قتل عثمان ، وى منكر اين امر شد . اين نامه‌ها به نام تمام مادران مؤمنان نوشته مىشد ، امّا تصور همگان اين بود كه اين نامه‌ها بايد كار عايشه باشد . وقتى او در زمان محاصره خانه عثمان به رهبر شورشيان كوفه ، مالك اشتر ، با بانگ رسا خطاب كرد كه : « پناه بر خدا اگر بخواهم به ريختن خون مسلمانان و كشتن پيشواى آنان و هتك حرمت ايشان فرمان دهم » مالك اشتر توانست به او يادآورى كند : « شما به ما نامه نوشتيد و اينك كه جنگ در اثر اعمال شما شعله‌ور گشته خود را كنار مىكشيد » « 1 » مسروق بن اجدع همدانى ، از شاگردان برجسته ابن مسعود ، روايت كرده كه عايشه مردم را سرزنش كرد كه چرا عثمان را همچون گوسفندى سر بريدند . مسروق به او گفت : « تو به مردم نامه نوشتى و دستور دادى عليه او قيام كنند » . عايشه منكر شد كه حتى يك سطر به آنها نوشته باشد . اعمش ، محدث كوفى ، در اين باره اظهار نظر كرده كه بنابراين ، عموم مردم اعتقاد يافتند كه نامه‌ها به نام او نوشته شده‌اند . « 2 » محمد بن ابى حذيفه از نامه‌هاى امهات المؤمنين براى برانگيختن شورش در مصر استفاده مىكرد . عبد الكريم بن حارث حضرمى ( ف . 136 ) « 3 » از عثمانيان مصر ، مدّعى شده است كه رهبر شورشيان اين نامه‌ها را جعل مىكرد « 4 » . اين گواهى او ارزش چندانى ندارد ، زيرا چنين نامه‌هايى در كوفه نيز وجود داشت . گفته او نشان دهنده اجماع بعدى سنيان است بر اينكه ممكن

--> احتمال زياد اين واقعه مدتى بعد از آن روى داده است . ( 1 ) همان ، 102 ؛ ابن شبه ، تاريخ مدينه ، ص 1224 - 1225 . ( 2 ) بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 103 ؛ خليفه ، تاريخ ، به كوشش اكرم ضياء العمرى ( دمشق ، 1977 ) ، ص 176 . مسروق از جملهء آورندگان نامه اشتر به عثمان بود كه در آن خواستار بركنارى سعيد بن عاص و گماردن أبو موسى اشعرى يا حذيفة بن يمان به حكومت كوفه شده بود ( بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 46 ) . پس از قتل عثمان ، مسروق اشتر و عمار را سرزنش كرد كه مردى را كشته‌ايد كه هميشه در روزه و نماز بود ( قتلتموه صوّاما قوّاما ) . شعبى از عثمانيان كوفه در ستايش او گفته زنان همدان همچون مسروق نزاده‌اند ( ابن عساكر ، عثمان ، ص 502 - 503 ) . مشهور بود كه مسروق به عايشه نزديك است و از او حديث روايت مىكرد . ( 3 ) ابن حجر ، تهذيب ، ج 6 ، ص 371 - 372 . ( 4 ) كندى ، كتاب الولاة و كتاب القضاة ، به اهتمام گست ، لندن ، 1912 ، ص 14 . دربارهء اصل اين روايت ، آبوت به اين نظر گرايش دارد كه تمام نامه‌هاى منسوب به عايشه جعلى بودند ( عايشه ، ص 124 ) ابن لهيعه نيز روايت مصرى بسيار افسانه مانندى را نقل مىكند كه در آن ابن ابى حذيفه به جعل نامه‌هاى مادران مؤمنان متهم شده است ( ابن شبّه ، تاريخ مدينه ، ص 1153 - 1154 ) .